جهت مطالعه گزیده ای از فضائل ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری بر روی لینک زیر کلیک کنید.
فضائل حضرت خدیجه
دانلود کتاب خصائص ام المومنین حضرت خدیجه علیها السلام
پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام در موارد متعدد به وجود بانوی ارجمند جهان حضرت خدیجه سلام الله علیها مباهات و افتخار نموده اند، در این راستا به روایات زیر توجه کنید:
۱- روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد در حضور مردم در شأن حسن و حسین علیهماالسلام مطالبی فرمود، و از جمله چنین گفت: «ایها الناس! الا اخبرکم بخیر الناس جدا وجده؛ ای مردم! آیا شمارا خبر ندهم به بهترین انسانها از جهت جد و جده؟» حاضران عرض کردند: «آری، خبر بده!» فرمود: «الحسن والحسین، جدهما رسول الله و جدتهما خدیجه بنت خویلد؛ آنها حسن و حسین علیهماالسلام هستند که جدشان رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله است و جده ی آنها خدیجه سلام الله علیها دختر خویلد می باشد.» – بحار، ج 43، ص 302
۲-در دعای ندبه ، در فرازی با توجه به حضرت ولی عصر (عج) چنین می خوانیم:
«این ابن النبی المصطفی، و ابن علی المرتضی، و ابن خدیجه الغراء؛ کجاست پسر پیامبر برگزیده صلی الله علیه و آله و پسر علی پسندیده علیه السلام و پسر خدیجه بلند مقام سلام الله علیها؟»
واژه ی «غراء» به معنی شامخ و ارجمند است، که در اینجا به عنوان صفت برای حضرت خدیجه سلام الله علیها ذکر شده است.
۳-در اکثر زیارتنامه هایی که از طرف امامان معصوم علیهم السلام و اولیاء خدا برای امامان و امامزادگان علیهم السلام تنظیم شده، از خدیجه کبری سلام الله علیها یاد شده و پس از سلام به پیامبران اولوالعزم به او سلام داده است، تا همواره یاد او در خاطره ها تجدید گردد، و زائران با ایمان به پیشگاه او سلام عرض کنند، و او را در خانه ی خداوند واسطه قرار دهند.
۴-در آن هنگام که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بستر رحلت قرار گرفت، حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار پریشان و گریان بود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت زهرا سلام الله علیها را به وجود پر برکت حضرت علی علیه السلام که دارای ویژگیهای برجسته است دلداری داد، و در فرازی از مادرش خدیجه سلام الله علیها نیز یاد کرد و فرمود: دل خوش دار که: «ان علیا اول من آمن بالله عزوجل و رسوله من هذه الامه، هو و خدیجه امک؛ همانا علی علیه السلام نخستین شخص از این امت است که به ذات پاک خدا و رسولش ایمان آورد، او و خدیجه سلام الله علیها مادر تو اولین افرادی هستند که به اسلام پیوستند.» بحار، ج 22، ص 502
۵- در عصر خلافت امام حسن مجتبی علیه السلام پس از آنکه معاویه بر اوضاع مسلط شد، به کوفه آمد و جند روز در کوفه ماند، و از مردم برای خود بیعت گرفت، پس از پایان کار بر بالای منبر رفت و خطبه خواند و در آن خطبه آنچه توانست به ساحت مقدس امیرمؤمنان علی علیه السلام جسارت کرد و ناسزا گفت، با اینکه امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در مجلس حاضر بودند، حسین سلام الله علیها برخاست تا پاسخ معاویه را بدهد، امام حسن علیه السلام دست او را گرفت و نشانید و خود برخاست و فرمود: «ای آنکه علی علیه السلام را به بدی یاد کردی؟ منم حسن و پدرم علی علیه السلام است، و تویی معاویه و پدرت صخر می باشد، مادر من فاطمه سلام الله علیها است و مادر تو هند است، جد من رسول خدا صلی الله علیه و آله است و جد تو حرب است.
«و جدتی خدیجه وجدتک فتیله…؛ جدهی من خدیجه (بانوی بزرگ اسلام) ولی جده ی تو فتیله (زن زشتکار جاهلیت) است. خداوند لعنت کند از ما آن کس که نامش پلید و حسب و نسبش پست و سابقه اش بد، و دارای کفر و نفاق است.» گروههای مختلفی که در مسجد بودند گفتند: آمین.
الارشاد شیخ مفید، ص 173.
اشعار درباره حضرت خدیجه (س)
ماه آسمان نبوت
مادر سلام حال غریبت چگونه است؟
مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است؟
حالی غریب داری و در فکر رفتنی
دردی به سینه داری و حرفی نمی زنی
با دانه های اشک تو افطار می کنم
همسایه را زِ داغ تو بیدار می کنم
همسایه ها برای تو پرپر نمی زنند
داری تو می روی و به تو سر نمی زنند
مادر بگو که مکه چه آورده بر سرت
که قد خمیده می روی از پیش دخترت
مادر! پدر غروب تو را گریه می کند
او خاطرات خوب تو را گریه می کند
حالا که پر کشیدن تو گشته باورم
آیا کفن برای تو مانده ست مادرم؟
هی تشنه می شوی و مرا می زنی صدا
داری سلام می دهی امشب به کربلا
گریه گرفت و مکه دوباره در آب رفت
مادر وضو گرفت و دوباره به خواب رفت
مادر! پدر تشهد خود را تمام کرد
و جبرئیل آمد و بر تو سلام کرد
چشم و چراغ خانه خورشید، الامان
ای ماهِ آسمانِ نبوت نرو، بمان
رحمان نوازنی
خزان عمر
آن روز که افتاد خزان در چمن تو
پر زد به جنان طوطی روح از بدن تو
تا بوی گل احمدی آید ز تن تو
شد جامه پیغمبر اکرم کفن تو
با مرگ تو آغاز شد ای عصمت سرمد
بی مادری فاطمه، تنهایی احمد
برخیز که بر ختم رسل فخر زمانه
خانه شده غمخانه، ای بانوی خانه
بر گیسوی زهرا که زند بعد تو شانه؟
بی تو شده از هر مژه اش سیل روانه
بی روی تو گردون به نظر تیره چو دود است
برخیز که بی مادری فاطمه زود است
حاج غلامرضا سازگار
بانوی با کرامت
هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت
دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت
سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
سی که حسن کمال چهار مریم داشت
چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت
یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت
سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت
برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت
خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت
در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت
فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت
به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت
کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت
پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت
در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت
محمود ژولیده
بمان و فاطمه را خود عروس کن آری
بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو
برای بی کسی فاطمه بمان بانو
به جان دختر مظلومه ات مرو از دست
مساز اشک یتیمانه را روا بانو
بمان و فاطمه را خود عروس کن آری
که دختران همه محتاج مادران بانو
برای غربت من جان به لب شدی اما
بدان که غربت زهراست بعد از آن بانو
به باغ یاس تو سیلی زنند باور کن
بمان که یاس نمیرد جوان جوان بانو
میان این در و دیوار فضه می طلبد
مرو که مشکل او را کنی نهان بانو
بمان برای همیشه، همیشه یارم باش
مرا هنوز غریب وطن بدان بانو
نمانده هیچ برایت که یک کفن بخری
عبای ختم رسل بر تو ارمغان بانو